معدن و توسعه: تامین مواد اولیه از دغدغههای فزاینده فولادسازان است. آن دسته از فولادسازانی که دارای معادن اختصاصی سنگآهن هستند طرحهای توسعه بزرگی را در سر دارند در حالیکه عدهای نیز بهدنبال خرید سهام معادن و توسعه پروژههای بالادستی خود هستند...
اگر نگاهی به گذشته بیاندازیم که زمان چندان دوری نیست، خواهیم دید که بعضی از فولادسازان بزرگ، معادن خود را میفروختند چون معتقد بودند این بخشها در حیطه فعالیت اصلی آنان نبوده و این صنایع بالادستی برای آنان چندان سودآور نیست اما دیگر شرایط اینگونه نیست. تقاضای فزاینده برای مواد اولیه عاملی است که دیگر همانند گذشته نمیتوان به نیازهای خود یعنی مواد اولیه مانند سنگآهن و زغال ککشو بهراحتی و ارزان با قیمتهای ثابت دسترسی پیدا کرد. به گزارش متال بولتن، فولادسازانی که در کشورهایی که با منابع معدنی فراوان بهرهبرداری میکنند، غالبا دارای امکان دسترسی و دستیابی راحت و حتی کاملی به مواد اولیه تحت مالکیت یا کنترل مستقیم خود هستند. وجود معادن سنگآهن بدون شک میتواند زمینهای باشد برای احداث یک کارخانه فولادسازی در آن منطقه اما در حال حاضر حتی فولادسازان در بعضی از کشورهایی که دارای ذخایر زیاد معدنی هستند مانند روسیه، چین و هند، بهدنبال پروژههای معدنی مناسب برای سرمایهگذاری در این مناطق هستند. این پروژهها یا اقدامات نه تنها میتواند فولادسازان را خودکفاتر کند بلکه در مواردی این نیت نیز وجود دارد که بتواند به یک فروشنده عمده سنگآهن تبدیل شوند چون غالبا در شرایط کنونی سودآوری آن بیشتر از تولید فولاد است. تغییرات اخیر در قراردادهای سنگآهن که 3 معدنچی بزرگ آن را مطرح کردند و براساس آن قراردادهای سالانه سنتی جای خود را به قراردادهای فصلی و یا حتی کوتاهتر داد، انگیزه دیگری بود برای فولادسازان که بخواهند به فکر تامین بیشتر و مطمئنتر مواد اولیه خود بیافتند. قراردادهای کوتاهتر میتواند منتج به میانگین قیمت بالاتر و ترس فولادسازان شده و نیز موجب نوسانات بیشتر قیمتها شود. بنا به گزارش گروه مواد اولیه سوئد حدود 20 درصد تولید جهانی سنگآهن در اواسط سال 2008 توسط خود صنعت فولاد کنترل میشد اما در این گزارش آمده است که این میزان نیز میتواند پایین تخمین زده شده باشد چون فقط شامل بخش کوچکتر تولید سنگآهن چین است که این امکان وجود داشته است که آن را به عنوان سنگآهن تولیدی توسط شرکتهای فولادسازی شناخته یا محسوب کرد. بزرگترین و جهانیترین فولادساز در جهان یعنی آرسلورمیتال اهدافی را دنبال میکند که میخواهد تا سال 2015 حدود 75 درصد نیاز سنگآهن خود را راسا تولید یا تامین کند. این رقم سال گذشته 64 درصد بود اگرچه پس از آن به دلیل رکود جهانی و سقوط تقاضای فولاد، تولید فولاد خام از 3/103 میلیون تن در سال 2008 به 24/73 میلیون تن کاهش پیدا کرد. در سال 2008 شرکت فقط 47 درصد سنگآهن مورد نیاز را تامین میکرد. اگر آرسلورمیتال بتواند تا سال 2015 حدودا 75 درصد سنگآهن مورد نیاز خود را تامین کند یعنی در حقیقت باید 100 میلیون تن در سال سنگآهن تولید کند. حدود 75 درصد فولاد خام این شرکت در سال 2009 از طریق کوره بلند تولید شده است. در حال حاضر آرسلورمیتال در 8 کشور جهان (قزاقستان، اکراین، الجزایر، بوسنی، مکزیک، کانادا، آمریکا و برزیل) دارای معادن سنگآهن است که بخشی یا کل آن را تحت کنترل و مدیریت خود دارد. علاوه بر این با معدنچیان آفریقایجنوبی نیز یک توافقنامه استراتژیک امضا کرده است. سال گذشته شرکت 72/52 میلیون تن (شامل قراردادهای استراتژیک بلندمدت) سنگآهن تولید کرده است و بزرگترین فروشنده سنگآهن به این شرکت کاناداست که در سال 2009 حدود 14 میلیون تن سنگآهن به آن فروخته است. در سال 2008 که شرکت بالاترین تولید فولاد خام را داشته است، میزان تولید سنگآهن آن به 7/64 میلیون تن رسید. در سال 2009 تغییرات جالبتوجهی در اطلاعات مواد اولیه آن بهوجود آمده است: بدون افتتاح هیچگونه معدن جدیدی تولیدات آن با 2 برابر افزایش از 2/8 میلیارد تن به 2/16 میلیارد تن (به جز سایتهای جدید در لیبریا و سنگال) رسید. بیشترین حجم در این افزایش تولید مربوط به AMMC در کاناداست که بازاریابیهای مجدد معدن Mont Wright و افزایش ذخایر معدن Mont Reed از 3/1 میلیارد تن به 9/7 میلیارد تن افزایش یافت. این گروه از معادن زغالسنگ در قزاقستان، روسیه و آمریکا بهرهبرداری کرده است و قراردادهای استراتژیکی نیز با آفریقایجنوبی دارد. در سال گذشته شرکت 6/7 میلیون تن زغال متالورژی تولید کرده (شامل قراردادهای استراتژیک نیز است) که 21 درصد تقاضای گروه را دربر میگیرد. شرکت در سال 2009 حدود 30 میلیون تن قراضه و آهن اسفنجی مصرف کرده است که 14 میلیون تن تولید داخل شرکت است و 46 درصد خودکفایی است. تصمیم آرسلورمیتال برای افزایش خودکفایی آن به مواد اولیه موجب شده است که گروه درگیر در بررسیهای اولیه پروژههای آتی سنگآهن در اقصی نقاط جهان حتی در کشورهایی که امکانات زیربنایی یا زیرساختاری آن ضعیف است، باشد و در این مناطق برای تولید سنگآهن سرمایهگذاری میکند مثلا در لیبریا حدود 5/1 میلیارد دلار سرمایهگذاری میکند تا از حداقل 5/1 میلیارد تن ذخایر آن بهرهبرداری کند. کارهای ساختمانی در سال 2006 آغاز شده است و پیشبینی میشود که در نیمه دوم سال آینده نخستین محموله آن تولید شود.
|
| پایگاه خبری و اطلاع رسانی معدن و توسعه |
۱۳۸۹/۰۴/۲۹ ۱۲:۲۵ |
|